Monday, September 28, 2009

آی عشق...آی عشق...چهره ی آبیت پیدا نیست

دخترک پاشو گذاشت تو کلاس و استاد که به خاطر هر اشتباه کوچولو جوراب تک تکون رو بادبان میکرد لبخند زد ، کمی سبیلهاشو جوید و نگاهش دنبال دخترک از این اتاق به اون اتاق رفت اونقدر حواسش پرت بود که بتونیم زیر زیرکی بهش بخندیم!
گفتم آی عشق...آی عشق!

با جدیت نگاهمون میکرد و برای هر اشارمون حداقل سه صفحه مستندات میخواست و به سلابه میکشیدمون.به اسمی که روی تلفن در حال زنگ زدنش بود نگاه کرد لبخندی زد، عذر خواهی کرد و رفت یه گوشه و با لحن مهربون بی سابقه ای گفت: سلام خانومم...نهار نمیمونم..میام خونه"
گفتم: آی عشق...آی عشق!

کسی که به خانوم چادریش اجازه نمیداد رو صندلی جلو کنارش بنشینه ، اان دختر با موهای جینگولانس و تیپ مد روز کنارش مینشینه و با هم آواز میخوند! دخترشه! تعجب کردم .
گفتم : آی عشق ...آی عشق!

بهمون نزدیک شد که به دخترک خوشگل هم گروهیم نشون بده از کدوم روش میتونه بهتر دستگیره رو بچرخونه و کنترل رو در دست بگیره. دستاش به وضوح میلرزید. به هم نگاهی کردیم و خندیدیم من از لذت مچ گیری که کرده بودم. اون از شرم لو رفتنش.
گفتم : آی عشق..آی عشق..

Wednesday, September 23, 2009

!بازی -عادتهای نا متعارف

عادتهای نا متعارف من به دعوت الهام سبزینه:
1. هرچی مسئله پیش اومده مهمتر و اساسی تر باشه بهتر خودم رو جمع و جور میکنم و دربارش با خونسردی بیشتری فکر میکنم...و برعکس هرچی اتفاق پیش پا افتاده تر و مسخره تر باشه زودتر جوش میارم و کنترلمو از دست میدم!
2. وقتی موضوعی ناراحت یا عصبانیم میکنه میخندم! البته این معمولن مواقعی رخ میده که میخوام خودم رو کنترل کنم وعکس العملی نشون ندم!
3. وقتی میخوام کاری با دقتت انجام بدم باید دورو برم مرتب باشه. مثلن من اینجا دارم گزارشم رو ادیت میکنم کارتی که زیر میز همکارم افتاده تمرکز منو به هم میزنه!
4. لجبازی و یکدندگی...یعنی اگه میخواین من قطعن کاری رو انجام ندم بهم دستور بدید و حتمن دربارش اصرار کنید...مدام پیگیرش بشید...هی زنگ یزنید یادآوری کنید...هی بگید اگه اینکارو انجام ندی فلان میکنم بیسار میکنم ...و در نهایت برای اطمینان بیشتر میتونید خط و نشون هم بکشید! قطعن دست به کار نمیزنم!
5. دقیقه نود شلوغترین دقیقه برای منه! با اینکه از یک ماه قبل میدونم تولد هرکی کیه! وقتی دارم میرم دیدنش کادوشو میخرم. نه اینکه تو فکرش نباشما...ولی هی فکر میکنم اگه اینو بگیرم ممکنه بعدن چیز بهتری گیر بیارم. از شش ماه قبل میدونم کی ممیزی داریم ها...روز آخر هزار تا کار دارم که باید نهایی بشه!